فقط به خاطر تو
خاطرات و دست نوشته هاي يك مهندس نرم‌افزار از هر مبحثي كه گوشه‌اي از ذهنش را به اندازه سر سوزني قلقلك دهد...

خدایا...

تا دقایقی دیگه قراره سال تحویل شه...

از این آمدن و رفتن چی عاید ما می شه؟

آیا همه قدرت ادراک این لحظات رو دارن؟

آیا واسه این تحویل آماده ایم؟

آیا من روحمو جلا دادم؟

آیا سعی کردم دل کسیو که احیانا کینه ای ازم داره به دست بیارم؟

آیا ...؟

و هزاران آیای دیگر...

 

سال نو مبارک...تقدیم به همه ی تورق کنندگان دفتر زندگی ام...ماچ

 

***********************

 

پ.ن اول : چهارشنبه 28 اسفند 1387 , امیرآباد و گذراندن لحظاتی بس جالب...

از در آمدی و من از خود به در شدم

گویی ز این جهان به جهان دگر شدم

قلب

پ.ن دوم : پنج شنبه 29 اسفند 1387 , زندانی طبیعت شدیم و محصور رویا...روزی کامل و پر از تجارب شیک و مجلسی و در نهایت نیل به شناخت بیشتر...

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧ توسط احسان | پيام ها ()
Blog Skin