امسال خیلی زود گذشت...

یک ماه تا عید باقی مونده و من از تصمیمات امسالم خیلی راضی هستم. امیدوارم خدا کمک کنه تو همین مسیر سال رو به پایان برسونم.

فکر می‌کنم اگر خدا درست مثل همیشه همراهم باشه، اتفاقات خوبی در راه باشه...

 



کلیدواژه‌ها: دل‌نوشته‌ها , حال خوب , پیشرفت , تصمیم‌گیری





ارسال در تاريخ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

خوب من! بی‌بهانه باور کن
بی تو اینجا بهار خوبی نیست

من بمانم تو رفتنی باشی؟
این که اصلا قرار خوبی نیست!

عید امسال تنگ می‌چسبم
به تن مهربان تنهایی

بی‌تو تکرار می‌کنم با خود
دل سیاستمدار خوبی نیست!

تو بخند و بخند و باز بخند
جای این اشک‌ها که می‌ریزم

خوب شد که تو زود فهمیدی
گریه راه فرار خوبی نیست

قبر این مردگان خاک‌آلود
التماسی‌ست از سر اجبار

که خدا هفت بار فرمودند
مرگ، گشت و گذار خوبی نیست!

دست کم روزهای آخر را
اندکی عاشقانه‌تر طی کن

تا توانی دلی به دست آور
دل‌شکستن که کار خوبی نیست!



کلیدواژه‌ها: دل‌نوشته‌ها , بهترین اشعاری که خوانده‌ام , شعر , سیما نوذری





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٥ ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

یلدا بهانه ای است برای با هم بودن...

یلداها را قدر بدانیم...

قلب این لحظات هرگز و هرگز تکرار نخواهند شد... قلب

یلدا مبارک



کلیدواژه‌ها: شب یلدا , دل‌نوشته‌ها , یلدا , دوست داشتن





ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

 

"فقط به خاطر تو" امروز ۱۴ ساله شد...

هستم هنوز، هستید هنوز؟



کلیدواژه‌ها: تولد وبلاگ , 14 سالگی وبلاگ , جشن تولد , وبلاگ فارسی





ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٥ ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

فیلم «من» رو هم در ادامه‌ی روند تماشای فیلم‌های در حال اکران پردیس سینمایی ملت دیدم...

با توجه به دستمایه‌ی کار و تم کلی داستان، به نظرم می‌شد فیلم بهتری هم ساخت... جالبه که بینندگان فیلم بعد از تماشا هر کدام تصور متفاوتی از نقش اول فیلم با بازی «لیلا حاتمی» داشتند و این رو میشه از کامنت‌های ذیل نقدهای موجود در اینترنت هم متوجه شد...

این حد از ایجاد ابهام هم شاید چندان مناسب نباشه... به هر حال یادمون نره بخشی از سینما رفتن برای سرگرمیه و نه حل معماهای پیچیده!



کلیدواژه‌ها: فیلم من , نقد فیلم من , لیلا حاتمی , پردیس سینمایی ملت





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

به واسطه‌ی توفیقی اجباری، طی چند هفته‌ی گذشته به تماشای این فیلم‌ها در پردیس سینمایی ملت رفتم:

«امکان مینا»، «دزد و پری»، «لانتوری» و «فروشنده»...

دیدن «فروشنده» اصغر خان فرهادی، اونم در روز اول اکرانش بسیار جذاب و شگفت‌آور بود... خیلی دوست دارم در موردش بنویسم، اما این روزها واقعا فرصتم کمه و گرفتاری‌ها زیاد... فقط می‌تونم بگم که «شهاب حسینی» و «ترانه علیدوستی» در این فیلم عالی هستن... خصوصا شهاب... درود بر «اصغر فرهادی» که هنوز در هنر این مملکت پرچم‌داره و باعث افتخار همه‌ی ما ایرانی‌ها در سراسر جهان... «فروشنده» را ببینید و به ظرافت‌های داستان و بازی‌ها بسیار توجه کنید... شاید برای تماشای مجددش باز هم به سینما برم، تفکر در این فیلم موج می‌زنه و با دیدنش با حال خوب از سینما خارج می‌شید...! این فیلم جاییه برای ارتقای ارزش‌های انسانی و دوری از قضاوت‌ها و تجلی معنای بخشش و ... 

«فروشنده» را ببینید!
 



کلیدواژه‌ها: پردیس سینمایی ملت , فیلم فروشنده , فیلم‌های اصغر فرهادی , نقد فیلم فروشنده





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

دیروز هم به لطف سروش رفتیم تئاتر... اونم یه تئاتر خوب... هم به لحاظ محتوایی، هم به لحاظ بازی و فرم اجرا، هم به لحاظ توانمندی بازیگران، هم به لحاظ دیالوگ‌های طنز و هم به لحاظ موسیقی زنده‌ی اجرا...

 

تئاتر «دوباره اون آهنگو بزن سام» با بازی خوب «امیرمهدی ژوله»، «الناز حبیبی»، «بهاره رهنما» و «پژمان جمشیدی» در تالار حافظ بنیاد رودکی، درست رو به روی تالار وحدت روی صحنه بود و بخت خوب ما باعث شد که در آخرین اجراها بتونیم از این کار لذت ببریم.

 

امیدوارم این کار دوباره تمدید بشه و دوستانی که علاقه‌مند هستند حتما برن و ببیننش... برای کسب اطلاعات بیشتر از این کار و به طور کلی تئاترها به سایت خوب تیوال مراجعه کنین...

 



کلیدواژه‌ها: تئاتر دوباره اون آهنگو بزن سام , دوباره اون آهنگو بزن سام , تئاتر , تالار حافظ بنیاد رودکی





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥ ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

دیروز رفتیم به تماشای تئاتر «پرتقال‌های کال»... کار برای من چندان جذاب نبود، بعضی قسمت‌ها حتی خواب‌آور...

تئاتری که صدای بازیگرش در سالن نسبتا بزرگ استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه‌ی ایرانشهر به سختی به گوش می‌رسید... گاهی لازم بود نفس هم نکشی که شاید دیالوگ‌ها شنیده بشه...!

در تئاتر از کمترین موسیقی یا جلوه‌ی بصری استفاده شده بود و این من را کمی بی‌حوصله برای تماشای ادامه‌ی نمایش می‌کرد. انگار که مدام منتظر یک رخداد خاص باشی و در عین حال تا انتهای نمایش این اتفاق رخ ندهد.

البته از انصاف هم نگذریم که بازی «لیلی رشیدی» جذاب بود...



کلیدواژه‌ها: تئاتر پرتقال‌های کال , پرتقال‌های کال , تئاتر , سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

یک ماه از همکاری تازه و فصل جدید زندگی من گذشت...

همه چیز خیلی خوب و مرتب و منظم پیش رفته و این نتیجه‌ی همون انتظاره و امید...

خدایا شکرت برای همه‌ی مهربونی‌ها و حمایت‌هات...

برای ادامه‌ی مسیر و اثبات بیشتر شایستگی‌ها و توانمندی‌هام از تو مدد می‌خوام... 

هنوز کار داریم با هم...

یا علی مدد... 



کلیدواژه‌ها: دل‌نوشته‌ها , صبر , امید , تغییر





ارسال در تاريخ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()

انتظار...



- می‌تونه بسیار دلچسب باشه، وقتی که منتظر شنیدن یه خبر خیلی خوب و خوشحال کننده هستی و از تحققش با درصد احتمال زیادی مطمئن هستی...


- می‌تونه خیلی زجرآور و پراسترس باشه، وقتی که مطمئن نیستی قراره چه اتفاقی بیفته و شرایط برات پنجاه پنجاه مساویه...


- می‌تونه به کل بدون احساس باشه و صرفا زمان‌بر، مثل وقتی که می‌دونی چه رخدادی در مقابلت هست و احیانا هیچ کنترلی هم جهت تغییر رخداد نداری...

 

این روزها هر سه حالت این انتظار رو تجربه می‌کنم... درصد هر کدوم بسته به روزش تغییر می‌کنه و من این وسط هستم و کوهی از صبر و شکیبایی... 

امید، اونیه که هنوز هست...!



کلیدواژه‌ها: دل‌نوشته‌ها , امید , بهار و امید به آینده , تلخی و شیرینی زندگی





ارسال در تاريخ جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط احسان   -   دیدگاه شما ()
کلیه حقوق اين وبلاگ و مطالب منتشرشده در آن، محفوظ مي باشد.